تهران - ۱۳۵۴

- امشب چیکاره اید ؟

-- می ریم کوچینی. ابی هم میاد مثکه.

با حرکات عمودی و متناوب سر

اوهوم...

[وقتی 5 دقیقه است که استاد دارد چشم‌تو‌چشم جواب سؤالت را میدهد و تو 5 دقیقه است مطلقاً هیچ ایده‌ای نداری که این لندهور دارد در مورد چه کوفتی این همه با آب و تاب صحبت میکند]

خاطرات - 1

من بچه خانی‏ آباد بودم، تختی هم بچه خانی‏ آباد بود.

الذم بما یشبه المدح

تو

      گلی؛

من 

       خار  ِ تو ...

نکاتی برای زندگی - 2

وقتی ورود ممنوع میای دیگه برا من چراغ نزن